بررسيهاي بيشتري نشان دهد كه واحد تقسيم ريگودا در ميان همكاران، اشتاكا (يك هشتم) بوده و نه ماندله (يك دهم)؛ احتمال دارد شرحهاي دستوري و حاشيهنويسيها بهوسيلهٴ فضلاي مختلف انجام ميگرفته است. انتساب اين تفسيرهاي بزرگ به ((مكتب سايانا)) از علاقه به بحث دقيقتر مربوط به سايانا در برابر ماداوا ميكاهد.
شايد نخستين ويراستاران غربي ودا به اين تفسيرهاي سدهٴ چهاردهم اعتماد زيادي داشتند و به دنبال آن نوبت به بياعتمادي شديد رسيد.1 ويراستاران اخير از آنها بهرهٴ كامل، سپاسگزارانه ولي محتاطانهاي بردهاند.
داماكيتي چهارم
بودايي سينهالي كه به زبان پالي مينوشت (برآمدنش ربع سوم سدهٴ چهاردهم).
دست كم پنج راهب سينهالي به نام داماكيتي در ميان بوداييان به مقام بلندي رسيدند. اولي در پايان سدهٴ دوازده ميزيست2، دومي و سومي در سدهٴ سيزدهم، و چهارمي و پنجمي در سدهٴ چهاردهم، ميزيستند.
داماكيتي چهارم در گادالادنيويهارا (يعني صومعهاي درروستاي گادالادني در سيلان) در زمان پادشاهي پاراكراماباهوي پنجم (1348ـ1360) و ويكراماباهوي سوم (1347ـ1375) ميزيست، رئيس دين بودايي شد (سنگهراجه). در سال 1369 اجتماع بزرگي از راهبان تشكيل داد و موجب اصلاح ديني شد.
او منظومهاي به زبان پالي نوشت دربارهٴ ده كمال بودايي (پاراميت)، حاوي صد شعر، در ده باب. محتويات آن طبعاً از
جاتاكا و كاريا ـ پيتاكا (مجموعه داستانهاي بودايي كه تاريخشان معلوم نيست و دومي از اولي اقتباس شده) اخذ شده است.
داماكيتي پنجم
بودايي سينهالي كه به زبان سينهالي و پالي مينوشت (برآمدنش حدود 1360ـ1397).
داماكيتي پنجم در گادالادنيويهارا برآمد و از شاگردان داماكيتي چهارم و جانشين او در مقام سنگهراجه بود. او در زمان پادشاهي بهووانكاباهوي پنجم (1350ـ1391) و ويراباهوي دوم